خدا را بايد بسيار شكر كنيم، بنده صادقانه عرض ميكنم، اگر امثال بنده شبانه روز تسبيح دست بگيريم و فقط خدا را شكر كنيم، كه خدا چنين رهبري به ما داده، والله معتقدم كه از عهده شكر اين نعمت بر نمي‌آييم، نمي‌توانيم درك كنيم كه خدا چه نعمت بزرگي به ما داده است، كه اين خصوصيت ها را در يك شخص جمع كرده است، امروز پرچم دار حمايت از دين، رواج اسلام و تشيَع، تقوا و بصيرت، اراده‌ي الهي تعلق گرفته كه اين شخصيت عظيم باشد،

از عمق دلمان دعا مي كنيم كه خداي متعال بر طول عمر و عزت و تأييدات ايشان بيافزايد، ولي به هر حال شخصيت‌هاي عظيم و حتي معصوم در جامعه وجود داشته‌اند، مگر وجود پيامبر اكرم(صل الله علیه و آله) و اميرالمؤمنين(علیه السلام) و ائمه اثني عشر نبود، آيا حضور يك رهبر جامع الشرايط كافي است كه جمع از خطرها مصون باشد، تاريخ نشان مي‌دهد که اين طور نيست، بحث هاي عقلي هم اثبات مي‌كند، وقتي ما بالاترين مدير را، يك مدير مسئول كه خداوند مي فرمايد: (وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏  إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى‏) در جامعه داشتيم، برنامه‌ي جامعه بلا واسطه خدا به او وحي كرده، اين تدبيري است كه در اصل نظام خلقت ملحوظ است، كه بايد شرايط به گونه‌اي باشد كه زمينه‌ي انتخاب و امتحان انسان را مي گويد.

بايد هميشه عوامل خير و شر در جامعه وجود داشته باشد، تا زمينه‌ي امتحان فراهم شود، امروز هم به وجود چنين نعمتي كه واقعا رهبر عزيز ما تالي‌تلو معصوم است، ولي بالاتر از معصوم كه نيست، نه ضعف مديريت اوست و نه نقص برنامه‌ي اسلام و تشيع، ولي تقذير الهي است که بايد زمينه‌ي امتحان فراهم شود، حتي براي نزديك‌ترين افراد به رهبر، مگر زمينه‌ي امتحان براي همسر پيامبر(صل الله علیه و آله) نبود، هر كس امتحان خودش را بايد بدهد و جوهر وجود خودش را بايد نشان بدهد.

از هر زمانی هم اگر اشاره‌ای فرمودند، ما به همان سمت حرکت می کنیم، گفتند به پیش، حرکت می کنیم، گفتند ایست، می‌ایستیم. معنای ولایت فقیه همین است، و الّا فتوا مربوط به مراجع علماست، همیشه بوده و هست.

ولایت این است که حاکمیت داشته باشد، (فرمودند) به پیش، واجب است حرکت کنیم، این‌جا جایی نیست که دیگر بنشینیم، و تأمّل کنیم وبحث کنیم، حالا شما درست فهمیدید یا نه، فرمانده است، مثل جبهه، وقتی فرمانده‌ی لشکر می گوید به پیش باید رفت، مگر احیاناً، اتفاقاً در بین میلیون‌ها مورد کسی در موردی یقیین داشته باشد که این جا اشتباه است، اون وقت برای خود عذری داشته باشد، و الّا تا آن‌جا که امر رهبری است باید حرکت کرد.

متقابلاً اونجا که فرمودند ایست باید ایستاد، وقتی امام فرمود جنگ را متوقّف کنید، خیلی‌ها ناراحت بودند، خصوصاً بسیجی‌ها آن‌هایی که عاشق شهادت بودند، ولی وقتی فرمودند ایست واجب است ایست.

این تکرار تاریخ است، امیرالمؤمنین(صلوات الله علیه) به مالک اشتر فرمود برگرد، عرض کرد اگر لحظه‌ای به من مهلت دهیدکار را تمام می‌کنم، فرمود اگر می‌خواهی علی را زنده ببینی برگرد، ما وظیفةمان چیست؟ اطاعت از رهبری، اما بحث و گفتگو و تحقیق کردن هیچ گاه وظیفه‌اش از دوش ما برداشته نمی‌شود، هم در زمینه اعتقادات و معارف هم در مسائل اخلاقی و معنوی، در مسایل سیاسی و اجتماعی تحقیق و فهمیدن و کسب بصیرت، شناخت جریان‌ها ی سیاسی، شناخت دشمن، خطوط‌یی که در کشور حاکم است، ارتباطی که با خارج وجود دارد، تاثیری و تاثری که بین امور داخلی و خارجی وجود دارد.

همه را باید در یک حدّی بفهمند، مخصوصاً آن‌هایی که در حدّ مدیریت و رهبری دیگران و جامعه قرار دارند، از مصادیق بیّن آن روحانیون هستند که مورد توجّه عموم مردم است، و الگو قرار می‌گیرند، ما باید بدانیم این موقعیّت حسّاسی است، و باید رفتاری را انتخاب کنیم که پیش خدا حجّت داشته باشیم، که چرا این راه را رفته ایم، چرا گفتیم یا چرا سکوت کرده ایم، بدانیم تأثیری که بر رفتار دیگران می گذارد مسئولیتش با ماست.