حسین(ع) در کلا م ایت الله مطهری

جنگ عقيده

... اختلاف و نزاع او [امام حسين عليه السلام ] با خليفه وقت بر سر اين نبود كه تو نباشي و من باشم [يا] آن كاري كه تو ميكني نكن بگذار من بكنم، [بلكه] اختلافي بود اصولي و اساسي. اگر كس ديگري هم به جاي يزيد بود و همان روش و كارها را ميداشت باز امام حسين عليه السلام قيام ميكرد، خواه اين كه با شخص امام حسين خوش رفتاري ميكرد يا بدرفتاري... جنگ حسين عليه السلام جنگ مسلكي و عقيده اي بود. پاي عقيده در كار بود. جنگ حق و باطل بود. در جنگ حق و باطل ديگر حسين از آن جهت كه شخص معيني است تأثير ندارد. خود امام حسين با دو كلمه مطلب را تمام كرد. در يكي از خطبههاي بين راه به اصحاب خودش ميفرمايد: آيا نميبينيد كه به حق رفتار نميشود و از باطل جلوگيري نميشود؟ پس مؤمن در يك چنين اوضاعي بايد تن به شهادت در راه خدا بدهد. نفرمود وظيفه امام يا شخص حسين اين است. فرمود: وظيفه يك مسلمان از آن جهت كه مسلمان است در چنين اوضاعي اين است كه قيام كند و آماده شهادت گردد.

منطق امام حسين عليه السلام

هر كس و هر گروه منطقي دارد؛ يعني طرز تفكري دارد. هركس پيش خود معيارها و مقياسهايي دارد و با آن معيار و مقياسها درباره كارها و بايد و نبايدها قضاوت ميكند. شهيد منطق ويژهاي دارد. منطق شهيد را با منطق افراد معمولي نميشود سنجيد. شهيد را نميشود در منطق افراد معمولي گنجاند. منطق او بالاتر است. منطقي است آميخته با منطق عشق از يك طرف و منطق اصلاح و مصلح از طرف ديگر... به تعبير ديگر اگر شور يك عارف عاشق پروردگار را با منطق يك نفر مصلح را با همديگر تركيب بكنيد از آن‌ها منطق شهيد در ميآيد. لهذا ميبينيم وقتي كه اباعبدا... عليه السلام ميخواهد به طرف كوفه بيايد عقلاي قوم ايشان را منع ميكنند... با منطق آن‌ها كه منطق يك انسان عادي معمولي است كه بر محور مصالح و منافع خودش فكر ميكند و منطق منفعت و منطق سياست است، آمدن اباعبدا... منطقي نبود. امام حسين يك منطق بالاتري دارد، منطق او منطق شهيد است. منطق شهيد منطق مافوق منطق افراد عادي است.

لبیک یا حسین (ع)

به محرم كه مي‌رسي، عاشورا را به ياد مي‌آوري و حسين را...

به خود ببال كه عاشق و شيفته‌ حسيني و عشق به حسين خيمه‌ هميشه افراشته در جان توست؛ خيمه اي به وسعت همه‌ هستي، خيمه‌اي به بلنداي همه‌ آسمان‌ها و كهكشان‌ها، با خواني گسترده از عطش كه تشنگي بشريت را پایان خواهد داد. هرگز مباد بي اين عشق زندگي كنيم و بي اين محبت بميريم.

باز هم محرم و يك دنيا اشك و عشق و عبرت. باز هم كربلا و سرزميني كه تمام هستي به گردش طواف مي‌كنند و باز هم عاشورا و يك روز به وسعت تمام روزهاي خدا.

به محرم كه مي‌رسي عاشورا را به ياد مي‌آوري و حسين را، عباس را، اكبر را، اصغر را، قاسم را و... زينب را.

به محرم كه مي‌رسي عطش را به ياد مي‌آوري و رشادت را و شجاعت را و حميت را و ولايت‌مداري را و ايثار را و شهادت را و ... اسارت را.

به محرم كه مي‌رسي روزهايت را همسايه‌ شيرمردان ميدان كربلا و شب‌هايت را در كنار خيمه‌هاي ذكر و مناجات و دعا باش تا هميشه كربلايي باشي.

به محرم كه مي‌رسي، سوگوار عزيز فاطمه مي‌شوي و سينه‌زن و زنجيرزن ثارالله و اشك برگونه‌هايت پرپر مي‌شود.

 به خود ببال كه خدا خيرخواه توست، كه صادق آل محمد مي‌فرمايد:
«من اراد الله به الخير فقذف في قلبه حب الحسين وحب زيارته»
«هر كس خدا برايش خير بخواهد محبت حسين و شوق زيارت او را در دلش مي‌گذارد.»

به خود ببال كه عاشق و شيفته‌ حسيني و عشق به حسين خيمه‌ هميشه افراشته در جان توست، خيمه اي به وسعت همه‌ هستي، خيمه‌اي به بلنداي همه‌ آسمان‌ها و كهكشان‌ها، با خواني گسترده از عطش كه تشنگي بشريت را خاتمه خواهد داد. هرگز مباد بي اين عشق زندگي كنيم و بي اين محبت بميريم.

حسینی باشید و بمانید . یا علی

چت کردن یک آقا پسر با یک دختر خانم!! ( فقط بخندید )



پسر : سلام.خوبی؟مزاحم نیستم؟


دختر: سلام. خواهش می کنم.? asl plz

پسر : تهران/وحید/۲۶ و شما؟

دختر‌ : تهران/نازنین/۲۲

پسر : اِ اِ اِ چه اسم قشنگی!اسم مادر بزرگ منم نازنینه.

دختر: مرسی!شما مجردین؟

پسر : بله. شما چی؟ازدواج کردین؟

دختر : نه. منم مجردم. راستی تحصیلاتتون چیه؟

پسر : من فوق لیسانس مدیریت از دانشگاه MIT اَمِریکا دارم. شما چی؟

دختر : من فارغ التحصیل رشته گرافیک از دانشگاه سُربن فرانسه هستم.

پسر : wow چه عالی!واقعا از آشناییتون خوشحالم.

دختر : مرسی. منم همین طور. راستی شما کجای تهران هستین؟

پسر: من بچه تجریشم. شما چی؟

دختر : ما هم خونمون اونجاس. شما کجای تجریش می شینین؟

پسر : خیابون دربند. شما چی؟

دختر : خیابون دربند؟ کجای خیابون دربند؟

پسر : خیابون دربند. خیابون…… کوچه……پلاک….شما چی؟

دختر : اسم فامیلی شما چیه؟

پسر : من؟ حسینی! چطور؟

دختر : چی؟وحید تویی؟ خجالت نمی کشی چت می کنی؟تو که گفتی امروز با زنت می خوای بری قسطای عقب مونده خونه رو بدی.!مکانیکی رو ول کردی نشستی چت می کنی؟

پسر : اِ عمه ملوک شمائین؟چرا از اول نگفتین؟راستش! راستش!دیشب می خواستم بهتون بگم امروز با فریده…. آخه می دونین………..

دختر : راستش چی؟ حالا آدرس خونه منو به آدمای توی چت میدی؟می دونم به فریده چی بگم!

پسر : عمه جان ! تو رو خدا نه! به فریده چیزی نگین!اگه بفهمه پوستمو میکّنه!عوضش منم به عمو فریبرز چیزی نمی گم!

دختر :‌ او و و و م خب! باشه چیزی بهش نمیگم. دیگه اسم فریبرزو نیاریا! راستی من باید برم عمو فریبرزت اومد. بای

پسر : باشه عمه ملوک! بای……


نتیجه اخلاقی رو خودتون بگید دوستان .....

عیدتان مبارک....

سالگرد غدیر یادآور تجدید بیعت با فرزند غدیر، حضرت مهدی می‌باشد.

تجدید بیعت مبارک.

یا علی


قابلمه مسی و حسوم؛ فرهنگ به غارت رفته

در دورانی كه استفاده از حسوم در پختن غذا مرسوم بود از كم خونی های رایج كه اكنون مردم با آن دست به گریبانند اثری نبود. یون های آهن كه از طریق حسوم در سراسر غذا پخش می شد كم خونی ناشی از فقر آهن را برطرف می كرد، اما پس از این كه حسوم را به اسم بهداشت از ما گرفتند،كم خونی و بیماری های خونی چون سرطان خون روز به روز در میان مردم افزایش یافت.

تا چند دهه پیش بین مردم كشورمان مرسوم بود تا برای پخت غذا مخصوصا "خورشت و آش " از قابلمه های مسی استفاده كنند. آن زمان در همه آشپزخانه ها یك كفگیر آهنی نیز وجود داشت كه موقع پختن غذا دایم درون آن قرار می گرفت.مردم به این كفگیر "حسوم " می‌گفتند. آن زمان كسی نمی‌دانست چرا باید این كفگیر درون قابلمه مسی قرار گیرد. مردم تنها به دلیل اینكه میراث گذشگان بود و می‌دانستند برای پخت غذا خیلی مفید است از "حسوم " استفاده می‌كردند.

سال‌ها گذشت. استكبار زودتر از ما همه چیز را درباره فلسفه حسوم فهمید و به دنبال چاره‌ای بود تا حسوم را از آشپزخانه‌ها خارج كند و سرانجام به اسم بهداشت و این كه این كفگیرهای آهنی غیر بهداشتی است، حسوم را از ما گرفت.

شاید شما به یاد نداشته باشید اما اگر از بزرگترهای خود جویا شوید به شما خواهند گفت كه دهه 50 نان خشكی ها در كوچه پس كوچه های شهر با صدای بلند فریاد می زدند: " قابلمه مسی،كفگیر آهنی خریداریم " كسی آن زمان ندانست كه چرا نان خشكی ها داعیه دار حفظ سلامتی برای مردم ایران شده اندو ظروف به اصطلاح روهی را برای ما به ارمغان آوردند.

 
نان خشكی‌ها با قیمت ناچیز این قابلمه‌ها را خریداری كرده و به جای آن، قابلمه آلمینیومی می دادند كه به آن روهی می گفتند. جالب این كه در آن دوره اگر كسی ظرف مسی جدیدی را می‌خواست با ظرف به اصطلاح روهی معاوضه كند با سرسختی نان خشكی‌ها روبرو می‌شد و نان خشكی‌های متمدن و متفكر! تنها ظروف قدیمی را شایسته تعویض می‌دانستند.
 
باید متذكر شد كه با توجه به برنامه‌ریزی دقیقی كه استعمار انجام داده بود تمامی حكمای ما را در آن دوره به نحوی از بین برده بودند تا دیگر كسی نباشد كه با ایجاد تردید مردم را از فروش قابلمه‌های مسی و كفگیرهای آهنی باز دارد. كسی نمی‌داند كه این همه قابلمه‌های با ارزش مسی كه حاصل كار قلم‌زن‌های توانای مس بود به كجا رفت.
 
جالب این كه قلم‌زن‌های مس برای پخت هر نوع غذایی ظرفی را با ضرب آهنگ خاصی تهیه می‌كردند، اما بعدها مشخص شد تمامی این ظروف به كشور تركیه منتقل شده و در كوره‌ها ذوب شدند تا اثری از آنها باقی نماند. متأسفانه هنوز هم بسیاری از از ما درباره حسوم و چرایی استفاده از آن توسط اجدادمان كوچكترین اطلاعی نداریم.

باید گفت فلسفه استفاده از حسوم در جریان پختن غذا به تیزبینی و دقت حكمای ما باز می‌گردد. حكما و دانشمندان از آبا ما برای همه‌گیر كردن سلامتی، حسوم را طراحی كردند تا تعادل بین موادی كه وارد بدن می‌شود و بدن انسان به آن محتاج است برقرار كنند.
 
از نظر علمی امروزی فلسفه این كار را به این صورت می‌توان بیان كرد كه بدن مخصوصا "مغز " برای سلامت و نشاط و كنترل اسید لاكتیك و كورتیزول به شش میلیارد یون مس نیاز دارد و به همین نسبت یون آهن. پختن غذا درون ظروف مسی موجب تأمین این مقدار یون برای بدن است و حسوم نیز همین مقدار یون آهن را به غذا منتقل می كند تا از طریق غذا وارد بدن شده و با حفظ تعادل موجب سلامتی پایدار برای انسان شود.
 
مطلب دیگر این كه در دورانی كه استفاده از حسوم در پختن غذا مرسوم بود از كم خونی های رایج كه اكنون مردم با آن دست به گریبانند اثری نبود. یون های آهن كه از طریق حسوم در سراسر غذا پخش می شد كم خونی ناشی از فقر آهن را برطرف می كرد، اما پس از این كه حسوم را به اسم بهداشت از ما گرفتند،كم خونی و بیمای های خونی چون سرطان خون روز به روز در میان مردم افزایش یافت.

كمبود یون مس باعث می‌شود انسان دایما احساس رخوت و خواب آلودگی و كسالت كند و دهن دره‌های متوالی داشته باشد. در ضمن این كه هیچ كارتل دارویی نمی‌تواند از یون یك عنصر، برای شما قرص تهیه كند و آن چیزی كه به اسم قرص آهن به ما می‌دهند شامل مولكول آهن هست كه نه تنها برای بدن هیچ ثمره ای ندارد، بلكه استفاده آن در دوران بارداری موجب بیش فعالی و خنگی فرزند خواهد شد. همچنان كه استفاده دختران جوان از این قرص‌ها نارسایی‌های بسیاری را برای آنها به همراه خواهد داشت.

جالب توجه است كه در صورت پختن غذا درون ظرف‌های مسی و استفاده از كفگیر آهنی حسوم ظرف مدت سه روز اثرات شفابخش در بدن انسان ظاهر می‌شود. غذا موقع پختن در قابلمه مسی از یون آزاد شده این ظرف استفاده می‌كند و در نتیجه در بدن انسان احساس نشاط و انرژی فوق‌العاده‌ای ایجاد می‌شود و دیگر از آن دهن‌درگی و خمیازه و كسالت خبری نخواهد ماند و باعث طول عمر مفید و سلامتی جسمی مخصوصا " برای خانمها نزدیك به دوران عادت ماهیانه است.

بعدها تبلیغات گسترده‌ای در باره ظروف تفلون آغاز شد، ظروف به اصطلاح نچسب كه یكی از دغدغه‌های بزرگ كدبانوی خانه را برطرف می‌كرد. ظروف استیل هم به سرعت جای خود را در آشپزخانه‌ها باز كرد. دیگر با وجود این همه پیشرفت و توسعه تكنولوژی در عرصه ظروف، اثری از ظرف مسی، برنجی و روهی حقیقی باقی نماند. ظاهر ظرف‌ها هر روز شكیل‌تر و زیباتر شد اما تا حال اندیشیده‌ایم كه در پس این ظاهر زیبا چه بیماری‌های مهلكی نهفته است.
 
باید متذكر شد كه یون سرب و آلمینیوم تولید شده در هنگام پختن غذا در این ظروف به قدری كشنده است كه بر طبق جدیدترین تحقیقات علمی دنیا می‌تواند یك كودك 6 ماهه را ظرف یك سال به بیماری‌های كمبود خونی و سرطان و یك فرد بزرگسال را در طی 5 سال به بیماری‌های كبدی و خونی و طحال وسپس سرطان دچار كند.

پس از این كه دشمنان با حیله‌ها و دسیسه‌های مختلف توانستد حسوم را از آشپزخانه ما بگیرند. حكمای ما به فكر چاره افتادند و درنهایت به این نتیجه رسیدند كه بهترین چیزی كه می‌تواند جایگزین حسوم شود و از گزند توطئه دشمنان در امان باشد، تكه آهن گداخته شده در آتش یا همان نعل اسب است. نعل اسب به دلیل این كه در میان گدازه‌های آتش قرار گرفته و آب دیده است به راحتی می‌تواند یون‌های آهن را آزاد كند.
 
فرایند آزادسازی یون در غذا را می‌توان به صورت تغییر رنگ غذا مشاهده می‌شود. تا چندی قبل در كشور ما مرسوم بود كه در جریان پختن غذاهای آبكی چون "آش و خورشت " نعل اسب را تا پایان مدت پختن درون غذا قرار می‌دادند و بدین وسیله كمبود آهن خویش را برطرف می‌كردند.
 
هم‌اكنون هم اگر به شمال سری بزنید خواهید دید كه برای پختن خورشت "مخصوصا فسنجان " نعل اسب را درون غذا قرار می‌دهند.اگر از مردم آن دیار سوال شود كه فلسفه استفاده از نعل اسب در غذا چیست خواهند گفت كه برای خوش رنگی غذا از نعل استفاده می‌كنیم،اما حقیقت این است كه این فرایند در جهت تأمین یكی از عناصر اساسی و مورد نیاز بدن كه همان یون آهن است، می‌باشد.
 
اگر دقت كرده باشید مردم شمال ایران كمتر دچار كم خونی ناشی از فقر آهن می‌شوند، به طوری كه بیماری‌های خونی و سرطان خون در میان آنها به حد صفر رسیده است واین نیست جز تدبیر و دور اندیشی حكمای ما و عمل به سیره و سنت گذشتگان.

اتحاد دانشجویان

فناوری - به نظر می‌رسد شکار پهپادهای جاسوسی آمریکایی ساده‌تر از آن چیزی است که پیش از این تصور می‌شد. در جدیدترین نمونه یک گروه دانشجویی توانستند پهپادی را در میان آسمان بربایند!

محمود حاج‌زمان: کاملا قابل درک است که دولتمردان آمریکایی دوست ندارند فناوری هواپیماهای بدون سرنشین آنها از آسمان خارج شود و در دستان دیگران قرار گیرد. اما آیا می‌توان یک پهپاد (پرنده هدایت‌پذیر از دور) را ربود و کنترل آن را در دست گرفت؟ ظاهرا به نظر می‌رسد که مساله بدتر از این است: یک گروه پژوهشی از دانشجویان در یک شرط‌بندی 1000 دلاری به راحتی موفق شدند پهپاد آمریکایی را از میان آسمان بربایند!
به گزارش پاپ‌ساینس، گروهی از دانشجویان دانشگاه تگزاس در آستین در یک مبارزه متهورانه با سازمان امنیت داخلی آمریکا (DHS) با موفقیت توانستند یک پهپاد را به چنگ آورند. آنها برای انجام این کار از تکنیک Spoofing استفاده کردند، روشی که در آن سیگنال ارسالی از سوی هکر خودش را به جای سیگنال ارسالی به جی.پی.اس پهپاد جا می‌زند.
پیش از این نیز از تکنیک Spoofing استفاده شده است. کارشناسان حدس می‌زنند پهپاد جاسوس آمریکایی که سال گذشته پس از ورود به مرزهای شرقی ایران با موفقیت توسط متخصصان ایرانی ردیابی و فرود آورده شد، با استفاده از همین تکنیک شکار شده باشد. آن‌طور که گروه دانشجویی اشاره کرده، اگر مسئولان آمریکایی برای این مشکل راه‌حلی پیدا نکنند بیش از پیش شاهد شکار پهپادهای آمریکایی در نقاط مختلف دنیا خواهیم بود

ولادت امام هادی علیه السلام بر تمام شیعیان مبارک باد

مقوا

باسلام

از تمام هم کلاسیهای محترم دعوت میشه در صورت تمایل در طرح مقوایی شرکت کنند. در صورت تمایل میتونید یک بخش از اون رو برعهده بگیرید.ممنون از مشارکت شما.

اندیشه 2

به نظر من این درس اندیشه که مجازی شده واقعا درد سر سازه. من دانلودش کردم اما چون نرم افزار اون رو نداشتم اجرا نشد. تازه چقدر پول کارتم شد بماند نزدیک ۲ساعت دانلودش طول کشید. واقعا با این وضعیت اینترنت به نظر من بهتر بود همون روال عادی رو پیش میگرفتند تا اینقدر وقت و هزینه برای دانشجویا نمی تراشبدند.ازطرفی توی خونه باید کلی وقت صرف اینترنت بشه از طرف دیگه باید روزهای کلاسمونو ۲ساعت بیکار باشیم. واقعا اگه این ضعف برنامه ریزی نیست پس چیه؟

مطلب

سلام

باتشکر از کسانی که تو وب نظر میذارن. علت اینکه کن تو وب مطلب نذاشتم اینه که دارم درس میخونم و وقت نمی کنم اما به هیچ عنوان قصد ترک وب رو ندارم. انشالله با مطالب جدید برمیگردم.