یادش بخیر دبستان که بودیم معلم بهداشت میومد تو کلاس میگفت ناخنها رو میز،بعد همه بچهها ناخنشون تو دهنشون بود
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 15:13 توسط گروه نویسندگان
|
یادش بخیر دبستان که بودیم معلم بهداشت میومد تو کلاس میگفت ناخنها رو میز،بعد همه بچهها ناخنشون تو دهنشون بود
به تنهایی گرفتارند مشتی بی پناه اینجا
مسافرخانه رنج است یا تبعیدگاه اینجا
غرض رنجیدن ما بود از دنیا که حاصل شد
مکن ای زندگی عمر مرا دیگر تباه اینجا
برای چرخش این آسیاب کهنه دلسنگ
به خون خویش می غلطند خلقی بی گناه اینجا
نشان خانه ما را در این صحرای سر در گم
بپرس از کاروان هایی که گم کردند راه اینجا
اگر شادی سراغ از ما بگیرد جای حیرت نیست
نشان می جوید از من تا نیاید اشتباه اینجا
تو زیبایی و زیبایی در اینجا کم گناهی نیست
هزاران سنگ خواهد خورد در مرداب ماه اینجا
شاعر:فاضل نظري