در جشن‌ های طلاق چه می‌گذرد؟

194119206 در جشن‌ های طلاق چه می‌گذرد؟

در جشن‌ های طلاق چه می‌گذرد؟

 

طلاق در میان خانواده نه تنها دیگر عیب و ننگ به حساب نمی آید، بلکه برخی برای آن جشن هم می گیرند. با این بدعت های نوظهور خدا به داد بنیان خانواده در این روزگار برسد!
چندی پیش خبری در رسانه ها منتشر شد که موجی از تحیر و تاسف را با خود به همراه داشت. متن خبر بر اساس اظهارات رئیس اتحادیه تالارهای پذیرایی، مبنی بر ممنوعیت برگزاری «جشن طلاق» در تالارهای تهران بود. اعلام این خبر در حالی بود که مسئولان برخی از تالارها گفته بودند که پولشان را می گیرند و نوع مراسم برایشان فرقی نمی کند!

در روزگاری نه چندان دور، اگر نام طلاق از خانواده ای شنیده می شد و یکی از اعضای خانواده تن به جدایی از همسر می داد، نه تنها خود او بلکه سایر اعضای خانواده هم تا ماهها و سالها و گاه تا پایان عمر به دلیل این اتفاق مورد نقد و نگاه نامناسب سایرین قرار می گرفتند.

آن روزها وضعیت اینگونه نبود که اگر در زندگی زناشویی یک زوج جوان کوچکترین مشکلی پیش بیاید، زن و شوهر مسیر دادگاه و محضر را در پیش گیرند و زندگی مجردی یا ازدواج مجدد را برای آینده خود برگزینند و تقدس خانواده خیلی بیشتر از این حرفها بود. اما این روزها دیگر از این خبرها نیست. طلاق در میان خانواده نه تنها دیگر عیب و ننگ به حساب نمی آید، بلکه کار به جایی رسیده است که برخی برای اعلام منفورترین حلال خداوند، جشنی هم می گیرند و همه اعضای خانواده و دوستان و آشنایان را برای اعلام این خبر دور هم جمع می کنند!

جشن طلاق؛ سوغاتی از خارج
البته ماجرای جشن طلاق هم مانند سایر القائات بیرونی، ازکشورهای غربی به کشور ما رسیده است. ماجرای جشن طلاق ابتدا در انگلستان آغاز شد. زمانی که زوج های انگلیسی پس از طلاق و جدا شدن از هم و به مناسبت این حادثه مهم! دوستان و آشنایانشان را به میهمانی دعوت می کردند و برای این مجلس کیک بزرگی را که عروسک هایی از زن و شوهری که از هم جدا می شوند روی آن قرار داشت سفارش می دادند.

کیک، دسته گل، شمع و شمار زیادی میهمان به اضافه یک پتک برای له کردن حلقه های ازدواج از مهم ترین نمادهای طلاق ژاپنی ها است. ژاپنی ها در پایان جشن طلاق، حلقه های ازدواجشان را که با پتک خورد کرده اند در دهان قورباغه ای که در فرهنگ ژاپنی نماد شادی و رهایی است می اندازند و عروس هم دسته گل طلاق را در میان جمع مهمانان پرتاب می کند و دسته گل به دست هر کسی برسد، طلاق بعدی هم از آن اوست!

ژاپن از دیگر کشورهایی است که مردمش از طرفداران پر و پا قرص برگزاری مجلس جشن و پایکوبی برای طلاقشان هستند. کیک، دسته گل، شمع و شمار زیادی میهمان به اضافه یک پتک برای له کردن حلقه های ازدواج از مهم ترین نمادهای طلاق ژاپنی ها است. ژاپنی ها در پایان جشن طلاق، حلقه های ازدواجشان را که با پتک خورد کرده اند در دهان قورباغه ای که در فرهنگ ژاپنی نماد شادی و رهایی است می اندازند و عروس هم دسته گل طلاق را در میان جمع مهمانان پرتاب می کند و دسته گل به دست هر کسی برسد، طلاق بعدی هم از آن اوست!
طلاق به صرف شام و شیرینی!
جشن طلاق در حالی در کشورهایی چون انگلستان و ژاپن برگزار می شود که فرهنگ غالب در این کشورها هیچ سنخیتی به فرهنگ و دین جامعه ما ندارد، اینکه در کشوری که بر اساس دین مردمش، طلاق منفورترین حلال خدا است،و این که برای این منفورترین به سبک خارجی ها جشن بگیرند، جای تاسف بسیار دارد. در کشوری که روزگاری نام طلاق هم به دلیل قبحش بر لب نمی آمد، این روزها زوج های جوان برای جداییشان در تالارهای بزرگ شهر جشن می گیرند و از دوستان و آشنایان دعوت می کنند تا در این جشن رهایی همراهی شان کنند!

مدیر تالار پذیرایی: ما پولمان را می گیریم و نوع جشن برایمان فرق ندارد!
مدیر یکی از تالارهای پذیرایی در خصوص برگزاری مراسم طلاق در تالارش می گوید: برای ما فرقی نمی‌کند، ما پول‌مان را می‌گیریم و جشن برگزار می کنیم و از لحاظ قانونی هم که ممنوعیتی برای برگزاری جشن طلاق وجود ندارد! دلیلی هم ندارد که ما در این کسادی بازار برگزار جشن عروسی، برگزاری چنین مراسمی را از دست بدهیم!

برپایی جشن برای طلاق از سوی برخی از زوج های جوان بالاشهری در حالی اتفاق می افتد که همه جامعه شناسان و کارشناسان مسائل اجتماعی بر این باورند که با طلاق بنیان اصلی اجتماع که خانواده است از هم می پاشد و از این اتفاق می توان با عنوان زلزله اجتماعی هم یاد کرد
رئیس اتحادیه پذیرایی در خصوص برگزاری جشن طلاق در تالارها گفت: از نظر اتحادیه تالارهای پذیرایی برگزاری جشن طلاق ممنوع است و چنانچه موردی در این زمینه مشاهده کنیم، قطعاً برخورد خواهیم کرد. خسرو ابراهیمی افزود با تأکید بر این که این گونه مراسم بیشتر در آن سوی آب‌ها متداول است و نمی‌تواند به عنوان کالای فرهنگی وارد کشور ما شود، خاطرنشان کرد: در جامعه ما افرادی که به دلایلی تن به طلاق می‌دهند، سعی می‌کنند این موضوع را از دیگران پنهان دارند، آن وقت چگونه ما می‌ توانیم بپذیریم که عده‌ای با برگزاری جشن، جدایی خود را در بوق کنند؟

پیامدهای مضر اجتماعی که در لوای یک جشن پنهان می شوند

برپایی جشن برای طلاق از سوی برخی از زوج های جوان بالاشهری در حالی اتفاق می افتد که همه جامعه شناسان و کارشناسان مسائل اجتماعی بر این باورند که با طلاق بنیان اصلی اجتماع که خانواده است از هم می پاشد و از این اتفاق می توان با عنوان زلزله اجتماعی هم یاد کرد. از طرف دیگر پس از جدایی همواره کودکانی باقی می مانند که در تمام طول زندگی بلاتکلیفند و پدر و مادرها برای اینکه به زندگی خودشان برسند، از نگهداری آنها سر باز می زنند. از طرف دیگر زنی که به واسطه طلاق لقب مطلقه را به خود گرفته، از فردای روز طلاق با چشمان نامحرمی که با یک نگاه نامناسب به او می نگرند چه خواهد کرد و چگونه با مشکلاتی که جامعه برای یک بیوه جوان به وجود می آورد دست و پنجه نرم خواهد کرد؟

در این میان حتی اگر موفق به ازدواج مجدد شود از کجا معلوم همسر بعدی اش از شوهر اول بهتر باشد و زندگی مشترک دوم هم به جشن طلاق نرسد؟! البته زوج هایی که تصمیم به طلاق می گیرند تنها به رهایی از وضعیتی که خود را گرفتار در آن می بینند فکر می کنند و در این میان به تنها مسئله ای که نمی اندیشند این است که پس از طلاق چه کار باید کنند و این جشن شاید نمادی برای پنهان کردن مصائب اجتماعی پس از طلاق باشد.

به کجا می رویم؟!
در این میان مسئولان، مدیران و سیاستگذاران اجتماعی ما باید به این فکر کنند که چه عاملی باعث شده طلاق که روزگاری نامش باعث ترس می شد این روزها انقدر عادی شود که حتی عده ای حاضر شوند برایش جشن هم بگیرند. آیا مسئولان می خواهند باز هم مثل گذشته با پاک کردن صورت مسئله به خواب خرگوشی خود ادامه دهند؟! با این بدعت های نوظهور خدا به داد بنیان خانواده در این روزگار برسد!

تازه ترین آمارهای دامپزشکی از تب کریمه کنگو

تب کریمه کنگو در حالی در استانهای شرقی شیوع پیدا کرده که خبرها حاکی از رسیدن این بیماری به تهران و حال وخیم دو شهروند به دلیل ابتلا به آن است. در این میان دستگاههای مسئول همچون وزارت بهداشت و صدا و سیما همچنان در زمینه اطلاع رسانی و راههای پیشگیری از این بیماری واگیردار کم‌کاری می‌کنند.

به گزارش مهر، چندی قبل بیماری جدید که از طریق دام های آلوده از مرزهای شرقی وارد کشور شده بود به علت ناآشنایی افراد و کم کاری در اطلاع رسانی صحیح وزارت بهداشت و صدا و سیما در استان سیستان و بلوچستان و خراسان رضوی فراگیر و به معضل بهداشتی جدید برای کشور تبدیل شد.

این بیماری که در دور جدید ورودش اخیر ۹ نفر را در خراسان رضوی مبتلا و جان دو نفر را نیز گرفته است طی روزهای اخیر به پایتخت رسیده است به طوریکه اکنون حال دو شهروند وخیم گزارش شده است.

با این همه البته مسئولان وزارت بهداشت و صداو سیما از کنترل این بیماری خبر می دهند و رسیدن آن به پایتخت را انکار می کنند.

یک کارشناس بهداشت با اعلام اینکه راههای پیشگیری از این بیماری آسان است، گفت: دامداران می توانند با سمپاشی از انتقال این بیماری که توسط حشراتی مانند کنه به وجود می آید جلوگیری کنند. ضمن اینکه مصرف کنندگان نیز می توانند با استفاده از دستکش در زمان تماس با گوشت و نگهداری آن ظرف مدت ۴۸ ساعت در فریزر از ابتلا به این بیماری جلوگیری کنند.

علائم بیماری

دوره کمون بیماری به طور متوسط چهار روز و حداکثر دوازده روز می‌باشد. معمولاً تا روز چهارم علائم غیر خونریزی مانند تب، سردرد، احساس سرما، خستگی درد عضلانی، پرخونی صورت، پرخونی ملتحمه و چشم، استفراغ و دردهای بالای معده می‌باشد. علائم خونریزی از روز چهارم شروع می‌شود که به صورت پتشی در مخاط دهان و پوست، خونریزی از لثه‌ها، بینی، معده، روده ورحم و زیر پوست ناحیه ساق پا و دستها ظاهر می‌شود. مرگ بیمار ناشی از شوک، کم خونی خونریزی شدید ریوی، عفونت منتشر و اختلال انعقادی داخل عروقی پیش رونده‌است.

یه درخواست

اقا یا خانم من

از اونجایی که مطالب گفته شده توسط شما برای ما مفید نبود و جو وب ما رو متشنج کرده خواهش میکنم دیگه از این نظرات ندید وگر نه منم مجبور میشم جوابی بدم که شما خوشت نیاد در ضمن الان وقت امتحاناته بهتره شما هم به فکر امتحاناتتون باشید.

دانشجو روزت مبارک

دانـــشجو مـــوذن جـــامـــعـــه است،اگر خواب بماند نماز همه قضا می شود. “شهید بهشتی”




دانشجو روزت مبارک .... هر چند که مدتی است هم خودت یادت رفته که دانشجویی و وظایفی داری و هم دیگران فراموشت کردند.... ولی باز روزت مبارک....

نظر آیه الله جوادی آملی در باره مقام معظم رهبری آیه الله العظمی امام خامنه ای

خدا را بايد بسيار شكر كنيم، بنده صادقانه عرض ميكنم، اگر امثال بنده شبانه روز تسبيح دست بگيريم و فقط خدا را شكر كنيم، كه خدا چنين رهبري به ما داده، والله معتقدم كه از عهده شكر اين نعمت بر نمي‌آييم، نمي‌توانيم درك كنيم كه خدا چه نعمت بزرگي به ما داده است، كه اين خصوصيت ها را در يك شخص جمع كرده است، امروز پرچم دار حمايت از دين، رواج اسلام و تشيَع، تقوا و بصيرت، اراده‌ي الهي تعلق گرفته كه اين شخصيت عظيم باشد،

از عمق دلمان دعا مي كنيم كه خداي متعال بر طول عمر و عزت و تأييدات ايشان بيافزايد، ولي به هر حال شخصيت‌هاي عظيم و حتي معصوم در جامعه وجود داشته‌اند، مگر وجود پيامبر اكرم(صل الله علیه و آله) و اميرالمؤمنين(علیه السلام) و ائمه اثني عشر نبود، آيا حضور يك رهبر جامع الشرايط كافي است كه جمع از خطرها مصون باشد، تاريخ نشان مي‌دهد که اين طور نيست، بحث هاي عقلي هم اثبات مي‌كند، وقتي ما بالاترين مدير را، يك مدير مسئول كه خداوند مي فرمايد: (وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏  إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى‏) در جامعه داشتيم، برنامه‌ي جامعه بلا واسطه خدا به او وحي كرده، اين تدبيري است كه در اصل نظام خلقت ملحوظ است، كه بايد شرايط به گونه‌اي باشد كه زمينه‌ي انتخاب و امتحان انسان را مي گويد.

بايد هميشه عوامل خير و شر در جامعه وجود داشته باشد، تا زمينه‌ي امتحان فراهم شود، امروز هم به وجود چنين نعمتي كه واقعا رهبر عزيز ما تالي‌تلو معصوم است، ولي بالاتر از معصوم كه نيست، نه ضعف مديريت اوست و نه نقص برنامه‌ي اسلام و تشيع، ولي تقذير الهي است که بايد زمينه‌ي امتحان فراهم شود، حتي براي نزديك‌ترين افراد به رهبر، مگر زمينه‌ي امتحان براي همسر پيامبر(صل الله علیه و آله) نبود، هر كس امتحان خودش را بايد بدهد و جوهر وجود خودش را بايد نشان بدهد.

از هر زمانی هم اگر اشاره‌ای فرمودند، ما به همان سمت حرکت می کنیم، گفتند به پیش، حرکت می کنیم، گفتند ایست، می‌ایستیم. معنای ولایت فقیه همین است، و الّا فتوا مربوط به مراجع علماست، همیشه بوده و هست.

ولایت این است که حاکمیت داشته باشد، (فرمودند) به پیش، واجب است حرکت کنیم، این‌جا جایی نیست که دیگر بنشینیم، و تأمّل کنیم وبحث کنیم، حالا شما درست فهمیدید یا نه، فرمانده است، مثل جبهه، وقتی فرمانده‌ی لشکر می گوید به پیش باید رفت، مگر احیاناً، اتفاقاً در بین میلیون‌ها مورد کسی در موردی یقیین داشته باشد که این جا اشتباه است، اون وقت برای خود عذری داشته باشد، و الّا تا آن‌جا که امر رهبری است باید حرکت کرد.

متقابلاً اونجا که فرمودند ایست باید ایستاد، وقتی امام فرمود جنگ را متوقّف کنید، خیلی‌ها ناراحت بودند، خصوصاً بسیجی‌ها آن‌هایی که عاشق شهادت بودند، ولی وقتی فرمودند ایست واجب است ایست.

این تکرار تاریخ است، امیرالمؤمنین(صلوات الله علیه) به مالک اشتر فرمود برگرد، عرض کرد اگر لحظه‌ای به من مهلت دهیدکار را تمام می‌کنم، فرمود اگر می‌خواهی علی را زنده ببینی برگرد، ما وظیفةمان چیست؟ اطاعت از رهبری، اما بحث و گفتگو و تحقیق کردن هیچ گاه وظیفه‌اش از دوش ما برداشته نمی‌شود، هم در زمینه اعتقادات و معارف هم در مسائل اخلاقی و معنوی، در مسایل سیاسی و اجتماعی تحقیق و فهمیدن و کسب بصیرت، شناخت جریان‌ها ی سیاسی، شناخت دشمن، خطوط‌یی که در کشور حاکم است، ارتباطی که با خارج وجود دارد، تاثیری و تاثری که بین امور داخلی و خارجی وجود دارد.

همه را باید در یک حدّی بفهمند، مخصوصاً آن‌هایی که در حدّ مدیریت و رهبری دیگران و جامعه قرار دارند، از مصادیق بیّن آن روحانیون هستند که مورد توجّه عموم مردم است، و الگو قرار می‌گیرند، ما باید بدانیم این موقعیّت حسّاسی است، و باید رفتاری را انتخاب کنیم که پیش خدا حجّت داشته باشیم، که چرا این راه را رفته ایم، چرا گفتیم یا چرا سکوت کرده ایم، بدانیم تأثیری که بر رفتار دیگران می گذارد مسئولیتش با ماست.