هیپرپرولاکتینمی از دلائل شایع آمنوره و ناباروری می‏باشد. استفاده از بروموکریپتین واژینال در این بیماران مؤثر بوده و عوارض مصرف خوراکی را نشان نمی‏دهد. با توجه به محدودیت مطالعات موجود در این زمینه و احتمال اثر موضعی بروموکریپتین روی عملکرد اسپرم، در این آزمون بالینی و مقطعی، تعداد اسپرم متحرک، مندرج در نتایجPCT پس از مصرف بروموکریپتین واژینال در گروه مطالعه (11نفر)، با نتایج PCT پس از مصرف بروموکریپتین خوراکی در گروه کنترل (15 نفر)، پس از برقراری سیکلهای قاعدگی مرتب و اطمینان از تخمک‎گذاری، بررسی و مقایسه شد. 26 نفر از خانمهای مبتلا به هیپرپرولاکتینمی مراجعه‏کننده به درمانگاه با شکایت گالاکتوره، اختلال قاعدگی و ناباروری در طول 6 ماه انتخاب و پس از حذف عوامل مخدوش‏کننده به طور تصادفی در دو گروه تقسیم شدند. مدت زمان لازم برای کاهش واضح پرولاکتین و برقراری سیکلهای اوولاتوری در دو گروه بررسی و پس از برقراری سیکلهای اوولاتوری، PCT در روزهای 14-13 سیکل و در حضور موکوس سرویکس مناسب، 12-8 ساعت پس ازنزدیکی انجام گردید. نتایج در دو گروه با استفاده از تستMann-Whitney U مقایسه و مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. میانگین زمان لازم برای برقراری سیکلهای اوولاتوری در گروه مورد مطالعه، 5/5 هفته و در گروه کنترل، 8/5 هفته بود که از نظر آماری تفاوت آماری معنی‏دار را نشان نداد (05/0P>). در گروه مورد مطالعه، پس از مصرف روزانه mg5/2 بروموکریپتین واژینال بین 11 تا 20 (7/2±3/15) اسپرم متحرک در هر HPF در PCT مشاهده شد. همچنین در گروه کنترل بررسی نتایج PCT پس از مصرف روزانه mg5-5/2 بروموکریپتین خوراکی، بین 10 تا 23 (8/2±2/14) اسپرم متحرک در هر HPF مشاهده گردید. در مقایسه آماری گروه مطالعه با گروه کنترل تفاوت معنی‏داری از نظر تعداد اسپرم متحرک و تحرک اسپرم در دو گروه مشاهده نگردید (05/0P>). مطالعه حاضر این فرضیه را پیشنهاد می‏کند که استفاده از بروموکریپتین واژینال، روی بقا و تعداد اسپرم متحرک و نتایجPCT اثر محسوسی نداشته و می‏تواند در موارد هیپرپرولاکتینمی و ناباروری، بدون اختلال در عملکرد اسپرم و باروری بکار برده شود. به نظر می‏رسد انجام مطالعات وسیعتری برای اثبات این فرضیه و نهایتاً اثر استفاده از بروموکریپتین واژینال روی نتایج حاملگی در دو گروه ضروری است.
نوشته شده توسط مهرتاش مشعشعی